یک روح سرگردان
 

درود

راستش امروزم مثل هر روز هيچ چی برا نوشتن ندارم

الان که اومدم اينجا نميدونم چيکار کنم

ديروز نشستم پای اينترنت وتمام نوشته هامو از اول خوندم

بد نبود ولی دوست داشتم بهتر از اين باشه

يه جورايی تکرار داشت ولی بازم خوب بود

يه چيزی ميگم شايد بخندين

علت اين که من به اين فکر افتادم اين بود که ميخواستم ببينم اولين نوشته ام مال چه روزيه٫ اخه من نميدونستم از کی شروع به نوشتن کرده ام

 ولی حالا ديگه ميدونم

بگذريم من بيشتر وقتا اگه برم سراغ یه وب جديد

بهتر بگم وقتی با وبلاگ يه نفر تازه اشنا ميشم سعی ميکنم تموم نوشته هاشو بخونم خوشم میاد ببينم تو چه رنجی قرار داره

خوب فکر کنم زياد دارم چرنديات ميبافم

پس به اميد موفقيت شما

تا يه نوشته ديگه بدرود

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٩ بهمن ،۱۳۸۳ - آرمین آرین

 

خوب ادما با هم متفاوتند

هميشه اينطوريه که ميگن ادما دو دسته اند

ولی خوب من هميشه ترجيح ميدم فقط بگم ادما با هم متفاوتند مثلا:

بعضی ها دنبال دردسر ميرن

بعضی ها دردسر دنبالشون ميره

بعضی ها اصلا به اين کارا کار ندارن

حالا بگذريم

نميدونم چرا همينطور بد شانسی پشت بدشانسی ميارم

شما نميدونين؟

خسته شدم به مولا

ولی بازم ميگم :اين نيز بگذرد

ميگين نه دو سه هفته ديگه معلوم ميشه

حالا اگه نشد دو سه ماه

نشد تا دو سه سال ديگه حتما همه چيز عوض ميشه

فقط بايد يه کم دل و حوصله داشته باشين زمان خودش ميگذره

تازه همچين ميگذره که ادم عقب ميمونه

والا من که هر چی ميدوم بازم عقبم

تصميم گرفتم يه مدت استراحت کنم ببينم چی ميشه

شما هم اگه پيشنهادی واسم دارين لطف کنين بگين شايد فرجی شد

بدرود تا اتيه ای نزديک

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۳ - آرمین آرین

 

راستش نميدونم چی بگم

ولی دلم ميخولد يه چيزی بگم

امروزم يه روزه مثل بقيه روزها

دوستم ميگفت : يه روز يه عقيق گرانبها ميدن به يه پادشاه

پادشاه اونو ميده به انگشتر سازها و ميگه :

روی اين عقيق يه چيزی برا من تراش بدين که

 هر وقت ناراحت و درمانده٫ و هر وقت شاد و مغرور ٫ به دردم بخوره

فردای اون روز انگشتر را تحويل پادشاه ميدن

روش نوشته شده بوده:

 

اين نيز ميگذرد

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸۳ - آرمین آرین

 

درود

خوب راستشو بخاين من ديگه نميدونم بايد چی کار کنم

میپرسين در چه مورد

والا خودمم نميدونم

ميام اينترنت کاری ندارم

ميام وبم چيزی واسه نوشتن ندارم

اصلا مثل اينکه هميشه يه چيزی کم دارم

نکنه کم دارم

شايدم زياد دارم

خودمم نميدونم

اصلا هيچ چی نميدونم

شايدم ديگه همه چی را ميدونم

انگار ديگه کاری ندارم

نه رسالتی نه کار نيمه تمای

فقط انتظار اتمام راه نيمه رفته

انتظارررررررررررررررررر تا ابديت

تا طلوع ابديت

تا غروب ابديت

تا بينهايت انتظار

بدرود تا انتظار درودی دوباره

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۳ - آرمین آرین